مِهروَرزی با همه آیینِ ماست!

۱۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «انسان» ثبت شده است

آیا حجاب ویژه ی زنان است یا مردان نیز باید حجاب داشته باشند؟

     در پاسخ باید گفت، گرچه تاکنون مفهوم حجاب داشتن و بدن خود را پوشیده نگاه داشتن، بیشتر در باره ی زنان گفته شده است؛ اما مردان نیز می بایست، بدن خود را از برابر چشم نامحرم بپوشانند و حفظ کنند. در درگاه الهی تفاوتی بین زن و مرد وجود ندارد و هر دو آفریده ی خداوند حکیم هستند.

     اما از حجاب مهم تر عفاف است و عفاف یعنی پاکدامنی. انسان چه زن و چه مرد باید روح خود را اسیر تمایلات نفسانی و شهوانی نسازد و از مسیر راستی و درستی دور نشود. گرچه این کاری بس دشوار است اما انسان اگر به خدای تعالی ایمان داشته باشد و به او نزدیک شود، می تواند با یاری پروردگار، به سادگی خود را از بند نفس و شیطان برهاند و پاکدامنی پیشه کند.

     اگر مردان و زنان ما هم عفاف داشته باشند، یعنی به نامحرم نگاه آلوده نکنند و هم حجاب لازم را رعایت کنند، فضای اجتماعی پاک تر می شود و بسیاری از روابط ناپاک و آلوده از بین می رود و بنیان زندگی پاک و خانوادگی محکم تر و پایدارتر خواهد شد. باشد که چنین شود!


۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ تیر ۹۷ ، ۱۴:۳۰
سعید بیگی


     من به عنوان یک ایرانی مسلمان و نه یک انقلابی دو آتشه؛ با هر کسی که بخواهد من، ملت و کشورم نباشد، دشمنم و حاضرم در حد توان و تا پای جان، از آن چیزهایی که بدان ها علاقه دارم، دفاع کنم و شرآن دشمن را از سرشان دفع کنم. اگر انصاف داشته باشیم؛ به هیچ روی نمی توانیم کسی را که با آگاهی کامل به ملت و وطنش خیانت می کند، ببخشیم.

     من نه سیاست مدارم و نه سیاست دان و به دلیل نداشتن سواد سیاسی، ابدا علاقه ای به بحث در این زمینه ها ندارم. البته چون یک انسان زنده ام و در این کشور زندگی می کنم، تا حدودی اطلاعات سیاسی مختصری دارم؛ اما تصور می کنم، وظیفه ی من تلاش در جهت افزایش دانش در ارتباط با رشته ی شغلی ام باشد و اگر سیاست باز و سیاست دان نشدم، کسی بر من ایراد نمی گیرد.



     در طول هشت سال جنگ تحمیلی، تمام ایرانیان برای دفع شر دشمن بعثی بسیج شدند و از کیان ایران اسلامی دفاع کردند. آیا اگر باز هم هویت و مرزهای این کشور از سوی اجانب تهدید شود، من و شمای ایرانی برای دفاع از آن لباس رزم نخواهیم پوشید؟ البته که هر ایرانی برای حفظ کشور از شر بیگانگان می کوشد و این مطلب زن و مرد و کوچک و بزرگ نمی شناسد!

     لازم به ذکر است در این مورد خاص نباید تفاوتی بین مردم عادی و مسئولان کشور وجود داشته باشد. در ابتدای انقلاب و در دوران جنگ تحمیلی بسیاری از بزرگان و مسئولان همراه رزمندگان در جبهه ها بودند و بسیاری از بستگان و فرزندانشان در راه دفاع از میهن به شهادت رسیدند. اگر مسئولان همراه مردم باشند و قدر این مردم را بدانند؛ هیچ قدرتی در جهان جرأت نگاه نامناسب به ما و کشورمان را نخواهد داشت! امید که چنین باشد.



۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ تیر ۹۷ ، ۱۹:۰۰
سعید بیگی


شما عبارت بالا را چطور می خوانید؟

1.       تشویق، نه تنبیه!

2.      تشویق نه، تنبیه!

     هر کسی بسته به تجربه و دیدگاه خود این عبارت را به یکی از دو شیوه ی بالا می خواند. کسی که دیدگاهی منفی داشته و منفی باف باشد، شیوه ی دوم را بر می گزیند و معتقد است که تنبیه بیش از تشویق اثر دارد و باید تنها یا بیشتر از آن استفاده کرد.



     اما کسی که دیدگاهی مثبت داشته و تجربه های ناب و زیبا داشته باشد، شیوه ی نخست را بر می گزیند و اعتقاد دارد، اثری که تشویق در بهبود رفتار و عملکرد انسان ها دارد، تنبیه ندارد یا در موارد خاص تنبیه اثربخش خواهد بود.



     به هر روی، هر دو این موارد کاربرد دارند. اما انسان به عنوان اشرف و برترین مخلوقات خداوند در زمین، از نیروی عقل و تفکر برخوردار است که دیگر موجودات از آن محروم اند. پس انسان می تواند با کمک نیروی فکر و یاری زبان و گفتار با دیگران ارتباط مناسب برقرار کند و از کلمات و عبارات خوب استفاده کند و دیگران را وادار به رفتار درست، منطقی و عاقلانه نماید.



     این همان تشویق است که در بیشتر موارد اثر فراوان و عالی دارد و همان گونه که پیشتر نیز اشاره کردیم، در موارد ویژه و با رعایت شرایط، تنبیه برای برخی انسان ها می تواند، به عنوان عاملی بازدارنده عمل کند و اثر بخش باشد.



* نظر شما در این باره چیست؟


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ تیر ۹۷ ، ۱۶:۱۵
سعید بیگی


     پیامبر (ص) در حدیثی فرموده اند: « فقر افتخار من است. » من تصور نمی کنم، جایی که خداوند پیامبرش را « رحمه للعالمین » نامیده است و انسان را اشرف مخلوقات؛ بیاید و فقر، نداری، گرسنگی و بیچارگی را افتخاری برای انسان ها بداند.

     فکر می کنم منظور از فقر در این جا بی پولی و نداری نیست، بلکه منظور نشان دادن نیاز ما به خداوند بی نیاز است و این که ما اسیر دنیا و مادیات نشویم؛ وگرنه استفاده از نعمت های دنیایی حق ماست!

     روایات دیگری نیز داریم که؛ « شکم گرسنه دین و ایمان ندارد. » یا این حدیث که؛ « چیزی نمانده تا فقر به کفر تبدیل شود! » و ... . این جا فقر همان فقر مادی باید باشد و ما تا می توانیم، باید از این فقر فرار کنیم و هیچ گاه بدان راضی نباشیم.

     در این رهگذر بخشی از این روایات را حاکمان و زراندوزان در بین مردم رواج می دهند و تبلیغ می کنند، تا مردم از مال و ثروت و دارایی دوری کنند و زمینه برای ثروت اندوزی خودشان آماده و مهیا گردد.

     ابوذر یار باوفای پیامبر بارها فریاد می زد: تعجب می کنم، در کنار خرابه ی فقرا، حاکمان کاخ های بزرگ و سبز می سازند و این مردم برای گرفتن حق خود هیچ تلاشی نمی کنند!

     جهان هستی برای استفاده ی ما خلق شده است؛ حال آیا ممکن است خداوند به انسان ها بگوید؛ از این نعمت هایی که برایتان آفریده ام، استفاده نکنید و رنج و سختی و عذاب بکشید؟!! اگر این عذاب و سختی را تحمل کردید، در قیامت اجر فراوان تر و بهتر به شما می دهم!! ما می توانیم در دنیا از نعمت های الهی به بهترین شکل استفاده کنیم و در عین حال در مسیر راستی و درستی قدم برداریم.

     در طول تاریخ حاکمان و گروهی از دانشمندان وابسته به آن ها کوشیده اند؛ پاکی، انسانیت، جوانمردی، زندگی سالم و ایمان به خدا را درست مقابل ثروت، دارایی و آسایش و راحتی در دنیا قرار دهند و مردم را از آن نهی کنند و بگویند، اگر می خواهی سالم و پاک باشی و به خدا نزدیک شوی، باید فقیر بمانی و با سختی روزگار بگذرانی. نه ابدا چنین نیست و این سخن از پایه گزاف است.

     مومن کسی است که پول در دستانش فراوان دیده می شود، اما هیچ وقت در قلبش نفوذ نمی کند. یعنی به محض این که کسی نیازمند باشد، بدون پرسش به او کمک می کند.

     این رفتار عالی را در زندگی پیامبر (ص) و معصومین (ع) بسیار دیده و شنیده ایم. امام علی (ع) و فرزندانشان و دیگر ائمه دارایی فراوانی داشتند و کمک های مالی فراوانی به فقرا و نیازمندان می کردند اما هیچگاه برای سکه ای انسانی را نرنجاندند و به او ستم نکردند.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ تیر ۹۷ ، ۱۴:۱۳
سعید بیگی


     خوب می دانیم، محبت چند نوع است و بهترین و عالی ترین نوع آن « محبت بی چشم داشت » یا « بی بهانه » است. یعنی وقتی ما به کسی خوبی می کنیم، ابدا از او انتظار جبران لطف و مهربانی خودمان را نداریم. این نوع محبت و مهربانی در بین انسان ها قطعا رنگ و بوی خدایی دارد، یعنی از جنس محبت خداست.



     به عبارت دیگر کسانی که به خدا نزدیک باشند و دوست او حساب شوند، این گونه محبت می کنند. این افراد یا پیامبران و اولیای خدایند و یا کسانی که به اولیای خدا بسیار نزدیکند. انسان های نیک و بزرگ منشی که بدون انتظار جبران خوبی هایشان، به دیگران محبت می کنند.



     اما مهم ترین گروهی که اهل « محبت بی بهانه » یا « بی چشم داشت » هستند، عزیز ترین عزیزان مایند؛ یعنی « پدر » و « مادر »!! حال اگر کمی دقت کنیم، جنس و نوع محبت عالی و الهی را به یاد خواهیم آورد. همان لطف و محبتی که پدران و مادرانمان به ما داشتند. اکنون باید به یاد آورده باشید که چگونه برای من و شمایی که کودکی کم توان و ضعیف بودیم؛ زحمت کشیدند و مانند پروانه ای عاشق که به دور شمع می گردد؛ اطراف ما چرخیدند و عمر و توان و جوانی خود را به پای ما ریختند.



     حال نوبت ماست که پروانه ی شمع وجودشان شویم و نگذاریم حتی اندکی رنج و سختی را تحمل کنند. این بزرگواران از ما جز محبت نمی خواهند و ما این مرهم دردهای دوران پیریشان را از آنان دریغ نخواهیم کرد!



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ تیر ۹۷ ، ۲۱:۵۲
سعید بیگی


     بنا بر گفته ی زیبای باباطاهر همدانی، شاعر بزرگ قرن جهارم و پنجم هجری قمری، مهر و محبتی که یک طرفه باشد؛ انسان را گرفتار دردسر می سازد و این مهرورزی به سرانجام خوبی ختم نمی شود.


     مهربانی یعنی محبت کردن و محبت دیدن. یعنی انسان هم از محبت کردن لذت می برد و هم از محبت دیدن. حال تصور کنید، انسانی فرد دیگری را دوست دارد، اما طرف مقابل هیچ علاقه ای به او ندارد. نفر اول فقط محبت می ورزد و هیچ محبتی نمی بیند و نفر دوم فقط محبت می بیند و هیچ محبتی نمی کند. یعنی هیچ یک از طرفین از دو جنبه ی محبت بهره مند نمی شوند.


     به عبارت دیگر هیچ کدام از این دو نفر نهایت عشق و محبت را درک نخواهند کرد. عشق و محبت اگر دو سویه باشد، هر دو طرف را به کمال می رساند و طرفین هم از محبت کردن و هم از محبت دیدن بهره مند خواهند شد و این کمال محبت است!


     وقتی عشق و محبت دوطرفه باشد؛ بدین معناست، که فرد هم از دوست داشتن و هم از دوست داشته شدن لذت می برد و بدان راضی است. اما در عشق و محبت یک طرفه، یا دیگری را دوست ندارد، یا نمی خواهد او را دوست بدارند و اگر طرف مقابل هر یک از این راه ها را برگزید و به میل خود پیش رفت، دچار گرفتاری خواهد شد ... !


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ تیر ۹۷ ، ۰۰:۴۷
سعید بیگی

     خیلی از ما آدم ها بنا به دلایلی از دیگران فاصله می گیریم و پیله ای به دور خودمون می تنیم و اجازه ی نزدیک شدن به اطرافیان رو نمی دیم و ارتباطات ما با اون ها ـ حتی اعضای خانواده ـ از یک فاصله ی خاص انجام می گیره و بعد وقتی گرفتار مشکلی می شیم، انتظار داریم اون ها به ما نزدیک شده و کمک کنند.

     وقتی کسی عادت به این نزدیک شدن نداشته و نداره؛ یعنی خودمون اجازه ندادیم و اون هم رعایت حال ما رو کرده، چطور انتظار داریم، فاصله ای رو که یک عمر بینمون بوده کنار بگذاره و نزدیکمون بشه؟ ما باید بین اعضای خانواده و دیگران تفاوتی قائل بشیم و سعی کنیم، امتیاز بیشتری به اون ها بدیم تا دیگران!

     طبیعی است که هر انسانی یک سری اسرار و رازها در زندگی برای خودش دارد و یک محدوده ای را برای خودش تعریف می کند؛ اما بعد از این محدوده باید برای خانواده  هم محدوده ای جدا تعریف کرد و پس از محدوده ی خانواده، به دیگران اجازه ی حضور داد.

     خود من چهار محدوده برای اطرافیانم تعریف کرده ام: 1. خانواده (پدر و مادر، همسر و فرزندان، برادران و خواهران) 2. فامیل و بستگان، دوستان و آشنایان 3. دیگرانی که همشهریان و هموطنان من هستند. 4. تمام انسان هایی که روی کره ی خاکی زندگی می کنند.

     و در بین این چهار گروه، مهم ترین گروه همان گروه نخست است، البته اگر خودشان همراه باشند، وگرنه تمام محاسبات ما به هم می ریزد. اما فراموش نکنیم، گاهی یک دوست که از هفت خان گذشته باشد و بارها امتحانش را پس داده باشد و بسیار به ما نزدیک شده باشد، می تواند با شرایطی به گروه اول و چه بسا بیش از آن به ما نزدیک شود.

     (البته باید مراقب باشیم، که این دوست واقعی باشد و تمام رازهای خودمان را برایش آشکار نکنیم، که اگر روزی رابطه اش با ما به هم خورد، از این راه نتواند به ما ضربه بزند و آسیب برساند!)


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ تیر ۹۷ ، ۱۳:۴۵
سعید بیگی


     بسیاری از ضرب المثل های شیرین فارسی آیینه ی تمام نمای زندگی مهرآمیز و صمیمانه ی مردم عزیزمان در گذشته بوده است. گذشتگان ما ـ که خدایشان بیامرزد ـ مهر و محبت را نه فقط در کلام که در عمل و رفتارشان نهادینه ساخته بودند و بسیاری از آداب و رسوم مهرانگیز و محبت آمیزی که اکنون در بین مردم کشورمان رایج است، از روحیه ی صلحجو و مهربانانه ی آنان حکایت می کند.

     ادبیات شیرین و پرگهر فارسی نیز بسیاری از این ضرب المثل ها را در آغوش خویش پرورده و برای تقدیم به آیندگان، آن ها را با نهایت دقت حفظ کرده است. جرعه هایی از این سرچشمه ی زلال و دل انگیز را می نوشیم:


« از محبت خارها گُل می شود          وز محبت سرکه ها مُل می شود »


« زیباترین مَنِش انسان محبت اوست»


« به خوبی و با نرمی و دلخوشی          توانی که فیلی به مویی کشی»


« درس معلم ار بود زمزمه ی محبتی          جمعه به مکتب آورد طفل گریزپای را »


« گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز »


« وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم     که در طریقت ما کافری است رنجیدن! »

« .......... »

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ خرداد ۹۷ ، ۰۰:۳۳
سعید بیگی

« عشق چون آید بَرَد هوش دل فرزانه را          دزد دانا می کُشد اول چراغ خانه را »

 

     وقتی عشق به سرزمین وجود انسان وارد می شود، ابتدا برای غارت بهتر دل و وجود آدمی، با یک کودتای آرام، نرم و مخملی بساط حکومت عقل را از وجود انسان بر می چیند و آن گاه به تاراج دارایی های وجود انسان می پردازد.

 

     هوشیار و متوجه باشیم که مهار زندگی را با بی توجهی به دست دل نسپاریم. مهم خواسته ی خود ماست که در کشور وجودمان عقل حاکم باشد یا عشق! پایتخت سر باشد یا دل! اگر راضی به کودتا می شویم، آگاهانه باشد نه از سر ندانم کاری و نا آگاهی.

 

     اگر دل را به خداوند نزدیک کرده باشی، آن گاه با خیال تخت و راحت می توانی زندگیت را به دست دل بسپاری و راضی به رضای الهی باشی. نکته ی مهم ارتباط انسان با ناخدای اصلی است که کشتی را کجا خواهد بُرد؟

 

« با خدا باش، پادشاهی کن          بی خدا باش، هر چه خواهی کن ... ! »

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ خرداد ۹۷ ، ۰۱:۱۳
سعید بیگی

     گاهی وقت ها به دلایل مختلف چون: بی مهری اطرافیان، بی توجهی دوستان، بی معرفتی آشنایان، بی شعوری برخی نزدیکان یا دیگران و یا ... حال دلت آن قدر بد می شود که دیگر نه حوصله ی آدمیزاد را داری و نه تحمل دیدن هیچ موجودی را و نه تاب فکر کردن به شرایط و زندگیت را و نه توان پرداختن به خودت را و این از همان حالاتی است که بهترین وصفش شاید این باشد: « حالِ سگیِ سگی » ... !!

     در این شرایط حتی راه حل هایی که در حالت عادی از آن ها برای آرامشت استفاده می کردی، از یادت می رود و از هیچ روش و وسیله ای نمی توانی استفاده کنی تا کمی آرام شوی!

     انسان در این موارد در میان جمع تنها می شود و اگر این وضعیت ادامه یابد، کارش به جنون یا افسردگی می کشد و دیگر ناگفته پیداست سرانجامش چه خواهد شد؟!

     تنها چیزی که می تواند، در این حالات بد به انسان امید و آرامش بدهد، وجود و مهم تر از آن حضور یک یار و یاور و همراه دلسوز و مهربان است که شوربختانه در زمانه ی ما نایاب شده و از نعمت وجودش بی بهره ایم. شاید اگر هیچ کسی را نیافتیم، خود خدا کمکمان کند و قدری آرامش یابیم و امیدوار به زندگی ... .

     اِلَهِی وَ رَبِّی مَن لِی غَیرُکَ: خدایا جز تو یار و یاور و همراهی ندارم. به فریادم برس!!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ خرداد ۹۷ ، ۰۱:۵۲
سعید بیگی