مِهروَرزی با همه آیینِ ماست!

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کودک» ثبت شده است


     در این مطلب از فواید بی نظیر بغل کردن برای سلامتی سخن می‌گوییم. وقتی خیلی خوشحال هستیم یا فردی را می‌بینیم که دوستش داریم، مرتبا همدیگر را بغل می‌کنیم.

     معمولا وقتی همدیگر را بغل می‌کنیم احساسی از لذت و شادی به ما دست می‌دهد. پیام‌هایی که در بغل کردن نهفته‌اند، از جمله‌ها و حرف‌های‌مان قوی‌تر و بیش‌تر هستند. هر وقت صمیمانه همدیگر را بغل می‌کنیم، پیام‌هایی از عشق و شادی به هم منتقل می‌کنیم که هرگز از طریق کلمات نمی‌توانیم توضیح‌شان دهیم.

     وقتی در آغوش کسی هستیم که دوستش داریم، احساس می‌کنیم تمام بار ذهنی و جسمی‌مان از وجودمان برداشته شده است. آری! هرگاه همدیگر را بغل می‌کنیم شادی و اعتماد درون‌مان برانگیخته می‌شود!

     آیا می‌دانید چرا هنگامی که همدیگر را بغل می‌کنیم این چیزها درون‌مان به وجود می‌آیند؟ آیا تا الان این سوال برای‌تان پیش آمده است “‌وقتی همدیگر را بغل می‌کنیم، چه اتفاقی درون‌مان می‌افتد؟‌”‌

     اجازه دهید شگفت‌انگیزترین معجزه‌هایی را که هنگام بغل کردن در بدن‌مان اتفاق می‌افتند، با هم بررسی کنیم. در ادامه شگفت‌آورترین و حیرت‌انگیزترین پدیده‌هایی را که هنگام بغل کردن در بدن‌مان به وجود می‌آیند، برای‌تان بازگو می‌کنیم!

*****

۱. افزایش حس تعلق

     بغل کردن می‌تواند باعث ترشح اکسی‌توسین از مغز، و موجب افزایش حس تعلق زنان به شخص مقابل شود. ترشح این هورمون سبب بالا رفتن حس تعهد زن نسبت به طرف مقابل نیز می‌شود.

     بغل کردن با انتقال احساسات از طریق بدن باعث ایجاد صمیمیت می‌شود. پس سعی کنید همیشه شخص محبوب‌تان را بغل کنید و حس تعلق را در وی بالا ببرید!

۲. آرامش جسمی

     بغل کردن با کاهش انقباض ماهیچه‌ها باعث ایجاد آرامش در آنها و آرامش کلی در بدن می‌شود. همدیگر را بغل کنید تا بدن‌تان به آرامش برسد!

۳. تسکین درد

     بغل کردن باعث ترشح اندروفین می‌شود؛ اندروفین راه‌های انتقال درد را در بدن مسدود می‌کند و درد را تسکین می‌دهد، و هم‌چنین با افزایش جریان خون در بافت‌های نرم بدن و از بین بردن پپتیدهای محرک درد نظیر برادی‌کینین دردهای مزمن را آرام می‌کند. وقتی احساس درد می‌کنید، همدیگر را در آغوش بگیرید!

۴. بالا بردن همدلی و درک متقابل

     آغوشی گرم و پرشور می‌تواند از طریق بیوانرژتیک‌هایی که توسط قلب ایجاد می‌شوند باعث تبادل احساسات شود، و همدلی آدم‌ها را نسبت به احساسات یکدیگر افزایش دهد. این کار بین دو شخص اعتماد متقابل ایجاد می‌کند. اگر می‌خواهید رازها و اسرار زندگی‌تان را به کسی بگویید، اول وی را در آغوش بگیرید!

۵. تسکین افسردگی و اختلالات زوال عصبی 

     بغل کردن می‌تواند میزان تولید دوپامین را در مغز افزایش دهد. افرادی که مبتلا به بیماری‌های مغزی نظیر پارکینسون و همین‌طور اختلالات خُلقی از قبیل افسردگی، تعلل، عدم اعتماد به نفس، و فقدان شور و شوق هستند، میزان دوپامین در بدن‌شان پایین است.

     ترشح دوپامین را هنگام بغل کردن دو شخص، می‌توان از طریق پت‌سی‌تی مشاهده کرد. اگر متوجه‌ی افسردگی در یکی از اطرافیان شدید، وی را در آغوش بگیرید؛ با این کار چراغی در دنیای تاریکش روشن کنید!

۶. افزایش شور و نشاط

     بغل کردن می‌تواند تولید سروتونین را در مغز افزایش دهد؛‌ و از این طریق باعث افزایش شور و نشاط شود. سروتونین باعث بالا رفتن عزت نفس می‌شود. وقتی فردی دچار افسردگی و تنهایی است، میزان سروتونین در بدنش پایین می‌آید.

     بغل کردن باعث می‌شود مغز سروتونین و اندروفین در رگ‌ها ترشح کند و از این طریق لذت و شادی ایجاد می‌کند و همین‌طور غم و اندوه را دفع می‌کند. بغل کردن سطح عملکردتان را در مدرسه و محل کار نیز بهبود می‌بخشد. اگر دوست‌تان احساس تنهایی می‌کند، وی را در آغوش بگیرید!

۷. ایجاد تعادل در دستگاه عصبی 

     بغل کردن یا در آغوش کشیدن باعث ایجاد تعادل در دستگاه عصبی می‌شود. پوست حاوی شبکه‌ای از گیرنده‌های فشار تخم‌مرغی‌شکل کوچک به نام گلبول‌های پاسینیان است که باعث ایجاد لامسه می‌شوند؛ این گیرنده‌ها از طریق عصب واگ با مغز در ارتباط هستند.

     بررسی واکنش‌های الکتریکی پوستی در فردی که در آغوش گرفته شده است، تغییر قابل‌ملاحظه‌ای را در میزان رسانایی پوست آن فرد نشان می‌دهد؛ تاثیر رطوبت و الکتریسیته در پوست هنگام بغل کردن نشان‌دهنده‌ی حالتی متعادل از دستگاه عصبی پاراسمپاتیک است که از طریق انسجام میان جسم و روان ایجاد می‌شود؛ بغل کردن باعث ایجاد این انسجام می‌شود. همدیگر را بغل کنید و دستگاه عصبی متعادل داشته باشید!

۸. کاهش استرس

     بغل کردن از طریق کاهش میزان کورتیزول (هورمون استرس) جاری در خون، استرس را کاهش می‌دهد. این کار باعث می‌شود ذهن آرامش پیدا کند. طبق پژوهش‌ها، نوزادانی که دائما بغل می‌شوند، نسبت به بزرگسالانی که کم‌تر همدیگر را بغل می‌کنند استرس کم‌تری دارند.

     پژوهشی دردانشگاه اموری ارتباطی شگفت‌انگیز را میان لمس کردن و کاهش استرس کشف کرد. وقتی همسرتان بعد از کار به خانه برمی‌گردد، با آغوش گرم از وی استقبال کنید!

۹. کاهش ضربان و بهبود بخشیدن به سلامت قلب 

     بغل کردن ضربان قلب را پایین می‌آورد. طبق پژوهشی در دانشگاه کارولینای شمالی در چپل‌هیل، شرکت‌کنندگانی که با همسران‌شان تماس لمسی اندکی داشتند به میزان ۱۰ ضربه در دقیقه سرعت ضربان قلب‌شان در طول اجرای آزمایش‌ها افزایش یافت، در حالی‌که این افزایش در مورد افرادی که عادت به بغل کردن همسران‌شان داشتند، تنها ۵ ضربه در دقیقه بود.

     کاهش ضربان قلب باعث کاهش فشار خون و بیماری‌های قلبی می‌شود. با بغل کردن یا در آغوش گرفتن پدر و پدربزرگ‌تان، ناراحتی‌های قلبی را از آنها دور کنید!

۱۰. تقویت دستگاه ایمنی

     روان‌شناسی به نام دکتر شلدون کوهن بر روی بیش از ۴۰۰ بزرگسال سالم مطالعه کرد؛ از این شرکت‌کنندگان به مدت دو هفته در مورد حمایت‌ اجتماعی که از دیگران دریافت کردند مصاحبه‌ به‌عمل آمد و شب‌ها نیز به صورت مکالمه‌ی تلفنی با آنها گفت‌وگو می‌شد.

     از آنها به طور روزانه در مورد تعداد درگیری‌های شخصی و دفعات بغل کردن افراد سوال پرسیده می‌شد. پژوهش‌گران این شرکت‌کنندگان را در معرض ویروس سرماخوردگی قرار دادند و علائم و نشانه‌های ابتلا به بیماری را در آنها ارزیابی کردند.

     آن‌ها متوجه شدند آدم‌هایی که به خوبی حمایت اجتماعی دریافت کردند و به دفعات در آغوش دیگران قرار گرفتند علائم و نشانه‌های بیماری در آنها مشاهده نشد، یا به میزان خیلی کم مشاهده شد.

     در مقابل افرادی که دچار درگیری‌های شخصی شدند و به دفعات کم یا اصلا دیگران را بغل کردند یا در آغوش دیگران قرار گرفتند علائم و نشانه‌هایی متفاوت در آنها مشاهده شد. بغل کردن هورمون استرس را کاهش می‌دهد؛ هورمونِ استرس دستگاه ایمنی را مختل می‌کند.

     هم‌چنین بغل کردن باعث افزایش هورمون‌ها و پپتیدهایی می‌شود که عملکرد سلول‌های ایمنی را تنظیم می‌کنند. کودکان‌تان را بغل کنید و آنها را ایمن و سالم نگه دارید!

۱۱. کاهش ترس از مرگ

     یک پژوهش که در مجله‌ی علم روان‌شناسی منتشر شد، نشان داد لمس و بغل کردن ترس از مرگ را کم می‌کند. از دیگر نتایج حیرت‌انگیز این پژوهش این است که حتی بغل کردن یک شی بی‌جان، مانند یک خرس عروسکی، نیز می‌تواند ترس‌ از مرگ را در افراد کاهش دهد.

     حتی تصور و خیالِ بغل کردن شخص محبوب‌تان می‌تواند باعث ترشح سروتونین، دوپامین و اندروفین در مغز شود و ایجاد شادی و لذت کند.

     هم‌چنین با کاهش میزان هورمون استرس در بدن، و در نتیجه تغییر نگرش ذهن و تحریک هیجان‌های مثبت، می‌تواند نگرانی‌های مربوط به مرگ را از فرد دور ‌کند. بنابراین نگران نباشید، دیگران را بغل کنید، عمر طولانی داشته ‌باشید، و از زندگی لذت ببرید!

*****

     در نتیجه، بغل کردن می‌تواند اعتماد به نفس و مهربانی را در ما افزایش دهد. می‌تواند حس تعلق را در میان افراد تقویت کند و عمق ذهن‌مان را به ما نشان دهد. میان افراد اعتماد ایجاد کند و کمک ‌کند با خیال راحت با یکدیگر درددل کنیم.

     بغل کردن می‌تواند تغییر شگرفی درون‌تان ایجاد کند؛ بغل کردن باعث می‌شود میزانی زیاد از هورمون‌های عصبی در بدن ترشح شوند که از خیلی از آنها بی‌اطلاع هستیم. تغییر در میزان این هورمون‌های عصبی می‌تواند باعث حس آرامش در افراد شود.

     این هورمون‌های عصبی باعث ایجاد شادی و لذت در ما می‌شوند و ناراحتی‌ها، تنش‌ها و اضطراب‌ها را از ما دور می‌کنند. بغل کردن درد را تسکین می‌دهد و برای‌مان شادی به ارمغان می‌آورد.

     پس، از بغل کردن یکدیگر غفلت نکنیم!


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۹۷ ، ۱۶:۳۷
سعید بیگی

     در دوران کودکی هر یک از ما دوستانی از پسران و دختران فامیل یا همسایگان داشتیم که همبازی مان بودند و روزهای زیادی را با هم سرگرم بودیم و هر وقت فرصتی می یافتیم، به بازی هایی از قبیل: فوتبال، قایم باشک، خاله بازی، عروسک بازی و ... می پرداختیم و در اصل تمرین زندگی می کردیم و برای خود الگویی از بین اطرافیان برگزیده بودیم و می کوشیدیم؛ حرکات، گفتار و رفتار او را دقیقا تقلید کنیم.

     در این میان گاهی با بعضی از بچه ها درگیر می شدیم و دعوا می کردیم و بعد خیلی زود همه چیز را فراموش می کردیم. در این دعواها هم ابدا پسر یا دختر بودن طرف برایمان مهم نبود (یعنی تفکر جنسیتی نداشتیم و تفاوتی بین پسر و دختر قائل نمی شدیم!) و هر کسی با ما تند رفتار می کرد یا به نظر ما بازی را خراب می کرد، هدف حملات گفتاری و فیزیکی ما قرار می گرفت.

     اما در بین این دوستان همبازی، بعضی از بچه ها بودند که بسیار با هم جور بودند و خیلی نسبت به هم گذشت نشان می دادند و گاهی نظر واقعی خود را اعلام نمی کردند تا دوستشان ناراحت نشود. این گذشت ها اگر بین دو پسر یا بین دو دختر بود، بینشان پیوندی برادرانه یا خواهرانه تا پایان عمر برقرار می کرد.

     اما اگر بین یک پسر با یک دختر این صمیمیت و گذشت دیده می شد، بسیاری از اوقات این محبت ها اگر از طرف اطرافیان با انتقاد مواجه نمی شد، تا سنین بزرگسالی رابطه ای پاک بر اساس مهر و محبت را شکل می داد که اگر در جوانی دو طرف مایل بودند، به زندگی مشترک عاشقانه ای بی نظیر و مثال زدنی تبدیل می شد.

     نمونه ی عالی آن، داستان عشق لیلی و مجنون است که در بسیاری از خانواده ها بین پدران، مادران، پدربزرگ ها و مادربزرگ های مان می توان همان روابط گرم و عاشقانه را جستجو کرد و یافت. زندگی تان همراه عشق های پاک، اصیل و واقعی پایدار باد!


۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ تیر ۹۷ ، ۲۲:۱۶
سعید بیگی

     چند روز پیش از مسیری می گذشتیم که به چراغ قرمز برخوردیم و منتظر شدیم تا چراغ سبز شود. مثل خیلی از نقاط شهر مردان، زنان و کودکانی بین ماشین ها مشغول رفت و آمد و خرید و فروش یا پاک کردن شیشه ی ماشین ها بودند.



     در همان حال آقایی اسفند به دست، در حال گذر از کنار ماشین ما بود و درست همان لحظه خانم بنده مشغول جستجوی کیف شان بودند. آن آقا مدتی منتظر ماند و فکر می کرد، ما در جستجوی پول هستیم تا به ایشان بدهیم. البته پول در کارت بانک بود و ما اصلا پول نقد همراه نداشتیم.

     در همین لحظه چراغ سبز شد و ما مجبور شدیم برویم و در ادامه ی مسیر هم امکان ایستادن نبود. تنها کاری که از مَنِ درمانده برآمد، این بود که شیشه را بدهم پایین و از آن آقای اسفندی عذرخواهی کنم.



     بعد از گذشتن از چراغ تا رسیدن به منزل با خانم بحث کردیم که چرا در آن لحظه باید کیفتان را جستجو کنید و آن سوء تفاهم برای آن آقا پیش بیاید؟!

     گاهی اوقات کار ساده ای را از روی عادت انجام می دهیم و ابدا به دور و بر و اطرافیان خود توجه نداریم که این حرکت یا رفتار ساده ی ما، چه اثر مثبت یا منفی بر آن ها خواهد گذاشت!

     خوب است بیشتر مراقب اطراف خود باشیم و در کارهایمان نیز ـ هر چند ساده و بی اهمیت به نظر برسند ـ بیش از پیش دقت کنیم تا ناخواسته باعث ناراحتی و دلگیری کسی نشویم.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ تیر ۹۷ ، ۱۴:۴۶
سعید بیگی


     خوب می دانیم، محبت چند نوع است و بهترین و عالی ترین نوع آن « محبت بی چشم داشت » یا « بی بهانه » است. یعنی وقتی ما به کسی خوبی می کنیم، ابدا از او انتظار جبران لطف و مهربانی خودمان را نداریم. این نوع محبت و مهربانی در بین انسان ها قطعا رنگ و بوی خدایی دارد، یعنی از جنس محبت خداست.



     به عبارت دیگر کسانی که به خدا نزدیک باشند و دوست او حساب شوند، این گونه محبت می کنند. این افراد یا پیامبران و اولیای خدایند و یا کسانی که به اولیای خدا بسیار نزدیکند. انسان های نیک و بزرگ منشی که بدون انتظار جبران خوبی هایشان، به دیگران محبت می کنند.



     اما مهم ترین گروهی که اهل « محبت بی بهانه » یا « بی چشم داشت » هستند، عزیز ترین عزیزان مایند؛ یعنی « پدر » و « مادر »!! حال اگر کمی دقت کنیم، جنس و نوع محبت عالی و الهی را به یاد خواهیم آورد. همان لطف و محبتی که پدران و مادرانمان به ما داشتند. اکنون باید به یاد آورده باشید که چگونه برای من و شمایی که کودکی کم توان و ضعیف بودیم؛ زحمت کشیدند و مانند پروانه ای عاشق که به دور شمع می گردد؛ اطراف ما چرخیدند و عمر و توان و جوانی خود را به پای ما ریختند.



     حال نوبت ماست که پروانه ی شمع وجودشان شویم و نگذاریم حتی اندکی رنج و سختی را تحمل کنند. این بزرگواران از ما جز محبت نمی خواهند و ما این مرهم دردهای دوران پیریشان را از آنان دریغ نخواهیم کرد!



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ تیر ۹۷ ، ۲۱:۵۲
سعید بیگی


     زن بیچاره خسته و بیحال روی تخت اورژانس بیمارستان، کودکش را در آغوش گرفته و به خواب رفته بود. تماشای مادر و فرزند، احساس خوبی به آدم می داد. بی اختیار یاد دوران کودکی می افتادی که در آغوش مادرت مثل فرشته ها می خوابیدی.

*****

     اولین بار دو سه روز قبل او را دیدم، وقتی برای انجام کاری به طرف بانک نزدیک شرکت می رفتم. رنگش پریده بود و پای چشمش سیاه و یک گونه اش سُرخِ سُرخ بود و داشت می لرزید. هوا سرد نبود، اما لرزش سرتاپایش را گرفته بود و قدرت حرکت نداشت. ایستادم و به کمک یکی دو نفر از خانم های عابر کمی آب به او دادیم و اورژانس اجتماعی را خبر کردیم.



     مدت زیادی نگذشت که آمدند و بعد از کمی صحبت همراه او به پاسگاه رفتند. من دیگر از او خبر نداشتم تا امروز که یکی از همکاران را به دلیل افت فشار به بیمارستان آوردم. کنار تخت همکارم ایستاده بودم تا سِرُمَش تمام شود که زن را به همراه بچه ی چهار پنج ساله اش که روی تخت خوابیده بود، دیدم. مادر کنار پسرش ایستاده بود و او را نوازش می کرد.

     پدرش چند روز پیش مادر را از خانه بیرون انداخته بود و اجازه نداده بود، بچه را ببیند. حالا هم به خاطر تلاش برای خودکشی در بخش دیگری تحت نظر بود. همسایه ها پلیس و اورژانس را خبر کرده بودند.

*****

     بعضی وقت ها یک درگیری ساده ی لفظی را آن قدر ادامه می دهیم که زندگی آرام خود را به یک جهنم واقعی تبدیل می کنیم. اولین شراره های آتش ضعیف تر ها ـ بچه ها و بعد مادرها ـ را می سوزاند. کاش پیش از دیر شدن، قدری صبر و حوصله داشته باشیم!!!


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ خرداد ۹۷ ، ۰۱:۲۱
سعید بیگی


     چند روز پیش دوستی از من خواست که به بچه های کار پول ندهم و به جای آن برایشان میوه یا خوراکی ببرم و دلیلش را سوء استفاده بزرگترها و خلافکارها از پول این بچه ها می دانست.



     راستش من اگر پولی همراه داشته باشم ـ که معمولا در حساب و کارت بانکی است و همراه ندارم ـ به اولین کسی که برسم خواهم داد و برایم فرقی ندارد که پیر است یا جوان یا کودک و مرد است یا زن ... ! اما اگر نداشته باشم، محترمانه عذرخواهی می کنم و می گویم: شرمنده!!



     ولی حساب پول های بیشتر و رقم های درشت تر، از این ماجرا جداست و سعی می کنم، آن ها را به نزدیک ترین افراد یعنی کسانی که می شناسم، بدهم و یا چیزهایی را که لازم دارند، بخرم و برایشان ببرم. تصور من این است که این طور پول به افراد مستحق می رسد و باعث ثروتمند شدن بعضی آدم ها که یا تشکیلاتی عریض و طویل دارند و یا هنوز به آن درجه نرسیده اند، نمی شود.



     بعضی موسسات نیز پول های ما را در مواردی مصرف می کنند که شفاف و مشخص نیست یا ما راضی نیستیم، به آن مصارف برسد. به هر صورت حتی اگر یک ریال به عنوان صدقه یا کمک قرار است به کسی بدهیم، مهم است که بدانیم در کجا و به چه شکلی مصرف می شود و چه کسانی از آن استفاده می کنند؟



     هم چنین به یاد داشته باشیم، فردای قیامت باید پاسخگو باشیم که چرا به افراد نیازمندی که می شناختیم و توانش را داشتیم کمک نکردیم؟ امیدواریم که شرمنده ی وجدان و درگاه پروردگار نباشیم. آمین یا رب العالمین!



۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ خرداد ۹۷ ، ۱۸:۴۶
سعید بیگی


     حریم به محدوده ای گفته می شود که بدون اجازه و هماهنگی صاحبش نمی توان و نباید به آن نزدیک و یا وارد شد. اگر به رعایت حریم خود از سوی دیگران علاقه مندیم، طبعا باید حریم دیگران را محترم بشماریم تا حرمت حریممان محفوظ بماند.


« چو بد کردی مشو ایمن ز آفات          که واجب شد طبیعت را مکافات! »


     اما گاهی اوقات عملی از فردی سر می زند که به افراد زیادی و گاه همه ی افراد جامعه آسیب می رساند و در این گونه موارد باید حرمت آن فرد شکسته شود و کار و عمل نابهنجارش به آگاهی و اطلاع عموم مردم برسد و همه از شر او و امثال او در امان باشند.

     اما در همین صورت اخیر نیز، نباید جزئیات کارهای زشت و اعمال شیطانی آن افراد خطاکار ـ به جز کارشناسان و متولیان امر ـ در بین مردم تشریح شود؛ زیرا آفاتش بیش از فایده هایش خواهد بود.

     در روزگار ما و عصر انفجار اطلاعات که هر کودک و نوجوانی به سادگی به شبکه های اجتماعی و انواع سایت ها دسترسی دارد، شرح جزئیات ماجرا،  نه تنها مفید نخواهد بود، بلکه فرزندان و خانواده های آنان را نگرانتر خواهد کرد و آرامش روحی و روانی جامعه را بر هم خواهد زد.

     زیرا از سویی به بیماران روانی و هنجار گریز، روش های جدیدی را برای آزار دیگران خواهد آموخت و از سویی دیگر زشتی و قُبح این کار را از بین خواهد بُرد و با ایجاد ترس، دلهره و نگرانی توان انجام کارهای روزمره را از فرزندانمان خواهد گرفت و به آنان آسیب های فراوان خواهد زد.

     روشن است که هیچ فرد عاقل و منطقی با مجازات خطاکار و رسوا شدنش مخالف نیست و مجازات مُجرمان، در جامعه امید و نشاط را می افزاید و به آرامش و امنیت روحی و روانی جامعه کمک شایانی خواهد نمود. اما شرح کامل واقعه و تهیه ی فیلم، عکس و خبر و پخش کردن در میان مردم کاری منطقی، درست و عاقلانه نخواهد بود.

     در بسیاری از نقاط دنیا تماسی هر چند ساده اگر باعث رنجش کودک و نوجوان ـ پسر یا دختر ـ شود، به شدت پیگیری می شود و تا مجازات مُجرم پیش می رود. اما در کشور ما حتی در این حوادث دردناک، بزرگترها پیش قدم می شوند و از خانواده ی قربانی با تطمیع یا تهدید و یا ... رضایت می گیرند و یک عمر درد و رنج را برای فرد آسیب دیده به ارمغان می آورند و به این شکل، ناخواسته به متجاوز اجازه ی تکرار این کار زشت را در سراسر عمر می دهند!

     ما نیز باید در خانه به کودکانمان بیاموزیم که هر یک از اطرافیان و یا دیگر افراد جامعه نگاه نامناسب و تجاوزگرانه به آنان داشتند، به سرعت فریاد بزنند و بلافاصله خانواده و افراد دلسوز را در جریان قرار دهند و خانواده نیز تا مجازات فرد خطاکار دست از حمایت فرد آسیب دیده برندارند. شوربختانه در این موارد تصور بسیاری بر این است که فرد آسیب دیده مقصر واقعی بوده و فرد تجاوزگر ابدا مورد کمترین سرزنش ها قرار نمی گیرد!


*****


و اما کلام آخر؛
     آیا هنگام آن نرسیده است که نمایندگان ملت در قوه مقننه؛ با همکاری کارشناسان و متولیان امر، قوانین بازمانده از روزگاران گذشته را بازنگری کنند و برای متجاوزین به ناموس جامعه (اعم از مرد و زن و کودک و نوجوان) مجازات هایی متناسب در نظر بگیرند و به شکل قوانین محکم و انسانی مدون نمایند؛ تا با مجازات سنگین این دسته از مُجرمان، کمتر شاهد چنین اتفاقات ناراحت کننده و وحشتناک باشیم؟!

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ خرداد ۹۷ ، ۲۲:۴۱
سعید بیگی