مِهروَرزی با همه آیینِ ماست!

« شب را دو حرف است، شین و با! شینِ او شفقت و بای او برکت: بسم الله الرحمن الرحیم! »     

                                                 (پیر هرات)

     یاران درود!

          از امروز با یافته ها و بافته های دل بی قرارمان میزبان شماییم. امیدواریم با نظرات و پیشنهاد های ارزشمندتان همراهی مان کنید. چشم به راه مهربانی شماییم و دست دوستی به سویتان دراز می کنیم و به شما خوش آمد می گوییم. از نظرات، پیشنهادها و تایید (لایک) پُست ها صمیمانه سپاس گزاریم. مقدمتان گل باران. تا درودی دیگر بدرود!
*****
« مِهربانی مُحتوای دینِ ماست! »
« مِهروَرزی با همه آیینِ ماست! »

*****

(هرگونه بهره برداری از مطالب وبلاگ، با اجازه ی نویسنده بلامانع است.)


*****

(نظرات ارزشمند شما، رُشد اندیشه ها را در پِی دارد)
۱۴ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۰۲ خرداد ۹۷ ، ۲۳:۲۱
سعید بیگی

دوستان سلام


     من وبلاگ نویسی رو از سال 1389 شروع کردم. در اردیبهشت ماه سال 1389 به طور اتفاقی (البته من فکر می کنم که هیچ چیزی به طور اتفاقی در دنیا رخ نمی ده!) یکی از دانش آموزان سال های قبل رو دیدم و یکی دو ساعتی با هم به گفتگو مشغول شدیم.

     بعد گفت که بیکاره و ایده ی راه اندازی یک گیم نت یا کافی نت به ذهنمون رسید. برای تحقیق و برنامه ریزی به سراغ دوستم که مهندس کامپیوتر بود رفتیم و ایشون بعد از یک ساعت صحبت با ما دو نفر پیشنهاد داد که یک کافی نت بزنیم، چون با روحیات ما سازگاری بیشتری داره و دردسرش کمتره.

     خلاصه کافی نت با سرمایه ی پدر ایشون و کار ما دو نفر راه افتاد و این شروع آشنایی هر چه بیشتر من با اینترنت و وبلاگ نویسی بود. هر چند همکاری ما با هم بیش از چند ماه طول نکشید، اما باعث شد من با دنیای تکنولوژی و فضای مجازی آشنا و دوست بشم.

     بعدها در سایت های زیادی وبلاگ ساختم و مدتی مطلب نوشتم، اما هیچ وقت اون ذوق و شوقی که در وبلاگ نویس های اون زمان دیده بودم ـ به جز چند مورد انگشت شمار ـ دیگه ندیدم و نمی بینم. به هر حال برای همه ی وبلاگ نویس ها آرزوی توفیق روزافزون دارم.

     امروز اسم و آدرس وبلاگ هایی رو که هنوز حیات دارند (هر چند من دیگه فرصت نکردم واردشون بشم و ادامه بدم!) براتون می نویسم. امیدوارم لطف کنید و نگاهی به اون ها بیندازید و نظرتون رو برام بنویسید. نظرات عمومی در معرض دید عموم قرار خواهند گرفت و نظرات خصوصی مخفی باقی خواهند ماند.

     پیشاپیش از این که لطف می کنید و بعد از دیدن وبلاگ ها نظرتون رو برام می نویسید، سپاس گزارم. هنوز دارم تلاش می کنم؛ بعضی وبلاگ ها رو ادامه بدم و اگر شرایط مهیا بشه، حتما این کار رو خواهم کرد.


آدرس وبلاگ های من:

 

Navidesaba.blogfa.com


Golbargeadab.blogfa.com


Atremalakut.loxblog.ir


Mehrbaani.blog.ir



۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ دی ۹۷ ، ۰۱:۴۲
سعید بیگی


     قدیمی ها راست می گفتند که آفتاب هیچ وقت برای همیشه پشت ابر نمی ماند! حتی اگر خیلی دقیق تلاش کنی واقعیت را طور دیگری نشان بدهی، بالاخره روزی می رسد که تمام ماجرا برملا می شود و رسوای همگان می شوی و دیگر روی حضور در جمع را نخواهی داشت!

     روی صحبتم با کسانی است که فریب دادن دیگران و حق جلوه دادن باطل را هنر می شمارند و می کوشند؛ با به هم ریختن فکر دیگران، آنان را وادار به پذیرش سخن یا مطلبی کنند که در اصل حقیقت نیست و کیلومترها با آن فاصله دارد.

     شاید در ابتدا برخی افراد با این نمایش ها فریب بخورند، اما خیلی زود متوجه می شوند که شما حقیقت را از آنان مخفی کرده اید و به قول معروف: دستتان برایشان رو می شود و آبروی نداشته تان بر باد می رود.

     این یک اصل است که؛ راستی و درستی انسان را به مقصود می رساند و بار کج هیچ وقت به منزل نمی رسد!

     امیدوارم بعضی افراد که ادعای دوستی دارند و از قضا آنقدر سر راه اطرافیان چاه کنده اند که قابل شمارش نیست، بدانند که به زودی خود در چاهی که کنده اند، گرفتار خواهند شد.

     عزیزان من! از گذشته ی خود عبرت بگیرید و دست از این رفتار اشتباه بردارید و بدانید که دیگر کسی فریب نمایش های شما را نمی خورد و تنها راه پذیرش شما در جمع؛ رفتار ساده، صمیمانه و صادقانه است و بس! حق یار و نگهدارتان!

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۷ ، ۲۲:۴۵
سعید بیگی


سلام و روزگارتون به خیر و شادی!


     شما یک آدم پولدار هستید یا فقیر یا متوسط...؟! از وقتی یادم می آمد؛ به ما گفته بودند آدم های پولدار را مثل قارون زمان حضرت موسی (ع) ببینیم، که از راه نادرست و حرام و خوردن مال مردم به این ثروت رسیده اند و من هم در آن سنین باورم شده بود که: « پول و ثروت حلال هیچ وقت روی هم جمع نمی شود و با آن نمی توان کار خیر انجام داد! »


     این عقیده ی من پابرجا بود تا وقتی که چند سال بعد دوستی از من دعوت کرد، به یک جلسه ی مذهبی و دعا بروم. وقتی سر قرار حاضر شدم و راه افتادیم، به من گفت: « قول می دم تا به امروز چنین جلسه ای ندیده و نرفته باشی! »


     من چیزی نگفتم و راه افتادیم. وقتی رسیدیم، وارد یک آپارتمان دو طبقه شدیم و به طبقه ی دوم رفتیم. طبقه ی اول خانم ها بودند. در آن جا همه جور آدمی از هر طبقه ی اجتماعی بود. بعد از چند دقیقه مراسم دعا شروع شد و بعد از دعا یک آقای محترم ـ که من نمی شناختم ـ سخنرانی کرد.


     مراسم دعا خیلی خوب و دلچسب بود، اما سخنرانی عالی بود! بعد از پایان سخنرانی سفره ای کوچک پهن شد و برای نیازمندان گل ریزان شد و هر کس بسته به توان مالی خودش مبلغی کمک کرد! بعد هم شام دادند و مراسم تمام شد. بانی مجلس که یک کاسب بازاری بود، جلوی در ورودی ایستاده بود و با وجود سن بالا، با احترام به همه خوش آمد می گفت.


     بعدها که کمی سنم بالاتر رفت، در بین اطرافیان کسانی را دیدم که با زحمت و تلاش به ثروت رسیده بودند و این مسئله ذره ای در رفتار و اعمال و برخوردشان تاثیر نگذاشته بود! تازه آن وقت فهمیدم اگر انسان بخواهد، می تواند به یاری خدا، هم ثروتمند باشد و هم انسان بماند و این مطلب غیر ممکن نیست!


     آرزو می کنم مال و ثروت دنیا در دستانتان و عشق به پروردگار عالم در دلتان خانه کند! حق نگهدارتان!


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ آذر ۹۷ ، ۲۰:۴۶
سعید بیگی


همراهان گرامی درود؛


     دوستان در تعالیم دینی ما آمده است که دل به دنیا نبندید، زیرا در این دنیای فانی ماندنی نیستید و این جهان حکم کاروانسرایی را دارد که پس از مدت کوتاهی باید از این جا کوچ کنید و به منزل اصلی خود در آخرت بروید!


     اما هیچ گاه نگفته اند که از نعمت های دنیا استفاده نکنید! در این باره جمله ی زیبایی را به این مضمون شنیده ام: « بکوشید، دنیا در دست شما باشد نه در دلتان! » اگر در دستتان باشد، می توانید از آن برای آسایش و راحتی خود، خانواده، بستگان، اطرافیان و دیگران استفاده کنید! اما اگر دنیا در دلتان باشد، به آن دلبسته می شوید و در عین داشتن مال و ثروت، ابدا توان خرج کردنش را برای خود یا دیگران نخواهید داشت!


     شاهد این مدعا زندگی ائمه ی معصومین (ع) است. آن بزرگواران تلاش می کردند امکانات مناسبی را برای خانواده ی خود مهیا کنند و اگر خود استفاده نمی کردند، به جهت بینش و درک بالای آنان بود که می خواستند با مردم ضعیف همسان و همدرد باشند و با این که مال و ثروت دنیا در اختیار ایشان بود؛ اما آن را به نیازمندان می بخشیدند و خود از آن به اندازه ی لازم استفاده می کردند. امید که ما نیز دلبسته و وابسته ی دنیا نشویم و از راه راست منحرف نشویم. چنین باد!


۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۴ آذر ۹۷ ، ۱۹:۱۷
سعید بیگی

دوست من سلام؛


     در این پست از شما خوانندگان محترم خواهش می کنم، نظرتان را در باره ی مطالب وبلاگ بفرمایید و اگر پیشنهادی دارید که می تواند به ما کمک کند، از بیان آن دریغ نورزید.


     چشم به راه مطالب زیبا و مفیدتان هستم. پیشاپیش از همیاری و همکاری شما عزیزان صمیمانه سپاس گزارم! حق نگهدارتان!






                                                                                  ***

دوستان سلام

     از تمام عزیزانی که پیشنهادها و نظرات خودشون رو در خصوصی یا همین جا اعلام کردند، صمیمانه سپاس گزارم و تلاش می کنم ازشون استفاده کنم. از این که به من کمک کردید و همراهم بودید، ممنونم. حق نگهدارتون!


۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۹ آذر ۹۷ ، ۲۳:۱۸
سعید بیگی

دخترا و پسرای گل و بلبل


     یه نکته رو همیشه یادتون باشه؛ مرد بنا به دلایلی اینطور و با این مشخصات و ویژگی ها آفریده شده تا یک پدر زحمتکش و دلسوز باشه و مثل یک ستون خیمه باشه تا همسر و فرزندانش به اون تکیه کنند و از زندگی شون لذت ببرند.


     و زن هم بنا به دلایلی اونطور و با اون مشخصات و ویژگی ها خلق شده تا یک همسر خوب برای شوهرش و یک مادر مهربان برای فرزندانش باشه تا خانواده با محبت های اون رنگ و لعاب بگیره.


     البته خانواده برای سرپا بودن و ادامه ی زندگی به هر دوی این ها با اختلاف نظرها و سلیقه هاشون نیاز داره و هیچ کدوم به سادگی نمی تونند، جای خالی دیگری رو پر کنند. از طرفی هر دوی این ها مساوی هستند و خداوند به هر کدام آن چه که لازم بوده در اختیار داشته باشه، داده.


     یادمون باشه این ها مساوی هستند، اما به هیچ وجه مشابه هم نیستند! نه در آفرینش و خلقت شون و نه در نیازهاشون! ان شاءالله آشیانه ی گرمتون همیشه سبز باشه و دلتون پر از امید و شادی! حق نگهدارتون!

 

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ آذر ۹۷ ، ۱۹:۵۳
سعید بیگی


پسرای گل؛


     هر پسری که بتونه پاکی و پاکدامنیش رو تا آخر عمر حفظ کنه، هیچ وقت در برابر دیگران شرمنده نمی شه! نباید به سادگی خودمون رو آلت دست افراد آلوده و ناپاک بکنیم و به هیچ قیمتی تن به هم بستری با هر آلوده ای ندیم!


     وقتی پاک و طاهر وارد زندگی مشترک با همسرمون بشیم، لذت هایی رو می بریم که توی هیچ جمع و در کنار هیچ آدم ناپاکی نخواهیم دید! به امید پاکدامنی و سلامتی شما. حق نگهدارتون!

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۲ ۰۹ آذر ۹۷ ، ۰۸:۰۷
سعید بیگی


دخترای نازنین؛


     خیلی مراقب باشید؛ شما گوهر و مروارید ارزشمندی توی وجودتون دارید که باید حفظش کنید و به سادگی در اختیار هر کس و ناکسی قرارش ندید. عفت و پاکدامنی شما باید تا ابد باقی بمونه و ابدا و تحت هیچ شرایطی آلوده نشه!


     هر موجود نابکار و ناپاکی نمی تونه به اسم گوهر فروش به گنجینه ی وجود شما دست پیدا کنه! قدر خودتون و پاکیتون رو بدونید و تا ابد پاکدامن بمونید. حق نگهدارتون!


۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۲ آذر ۹۷ ، ۱۰:۰۹
سعید بیگی

پسرای عزیز؛

     شما هم سعی کنید، یک انسان بمونید و یک پسر باشید. یعنی دقیقا مطابق فطرتتون رفتار کنید و هیچ وقت از مرد بودنتون شرمنده نباشید! این فکر درستی نیست و گوینده ی این حرف قطعا دوست نیست!

 

     ارزش و اعتبار یک پسر هم به پسر بودن و مردانگیش هست. اگر قرار بود غیر از این باشه، خدا بهتر می تونست ما رو موجودی جز این که هستیم، خلق کنه. شاد و پیروز باشید. حق نگهدارتون!


۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۲ ۲۵ آبان ۹۷ ، ۱۹:۲۹
سعید بیگی


     دخترای نازنین؛

     توی زندگی سعی کنید، یک انسان بمونید و یک دختر باشید. یک دختر وقتی که دخترونه رفتار کنه، مطابق فطرتش رفتار کرده و هیچ وقت از کردارش پشیمون نمی شه!

 

     یادتون باشه، هیچ وقت از دختر بودنتون شرمنده نباشید! هر کسی خواست این فکر رو توی سرتون بندازه، دوستتون نیست! ارزش و اعتبار یک دختر به دخترانگی و زنانگیش هست و بدون وجود دخترا دنیا زیادی خشن می شه!


     قرار نیست، توی دنیای سخت امروزی همه مرد باشند و مردونه رفتار کنند. اگر این روش درست بود، خدا همه رو  مَرد می آفرید! شاد باشید. حق نگهدارتون!


۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۴ آبان ۹۷ ، ۱۸:۵۶
سعید بیگی

آی دخترا، آی پسرا؛

     شما به عنوان یک انسان حق انتخاب دارید و آزادید، هر طور که دوست دارید؛ زندگی کنید. اما دلسوزی های اطرافیانتون رو عمیق ببینید و در باره ش فکر کنید. مخصوصا پدر و مادر و خانواده!

 

     اگر هم نتونستید مطابق میلشون رفتار کنید، حرمتشون رو نشکنید و احترامشون رو داشته باشید؛ چون خودتون یه روزی پدر و مادر یا حداقل بزرگتر بقیه می شید.


     فقط یک نکته؛ توی زندگیتون طوری برنامه ریزی و رفتار کنید که بعدها پشیمون نشید و غصه ی عمر گذشته رو نخورید! شاد و پیروز و سربلند باشید. حق نگهدارتون!


۴ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۵ آبان ۹۷ ، ۱۹:۴۸
سعید بیگی


آی دخترا؛ آی پسرا؛


     اگه دنبال محبت خالص و بی غل و غش می گردید، فقط تو دل دریایی پدر و مادرتون پیدا می شه و بس! جنسش هم از جنس محبت خداست! برید و امتحانش کنید. حرف نداره! 

     راستی؛ هیچ وقت از روی خستگی ها و بی حوصلگی های پدر و مادر، در باره محبت و علاقه شون به خودتون قضاوت نکنید. دلشون دریای عشقه که ویژه و مخصوص شماست! شنا تو دریای عشق ارزانی شما عزیزان! حق نگهدارتون!


۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ مهر ۹۷ ، ۲۰:۵۸
سعید بیگی


آهای دخترا، پسرا؛


     یادتون باشه با هر کی مشکل پیدا کردید و رابطه تون رو به هم زدید، با خدا به هم نزنید! چون تنها کسی که توی تنهایی ـ وقتی همه وِلِتون کردن و رفتن ـ پیشتون می مونه و کمکتون می کنه، خداست! پس عشقتون ـ خدا ـ رو هیچ وقت ترک نکنید. با مرام ترین و با حال ترین رفیق خودشه! امتحان کنید. حق نگهدارتون!


۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۷ مهر ۹۷ ، ۰۰:۱۶
سعید بیگی

سلام

     چند روزی است که می خواهم سری به وبلاگم بزنم، اما آن قدر سرم شلوغ است که فرصت نمی شود. حالا آمدم که بگویم اگر نمی آیم، عمدی در کار نیست و به زودی بر می گردم.

     راستش مدتی است، مشغول کاری هستم و در یک دوره ی آموزشی هم ثبت نام کردم و مشغول گذراندنش هستم و به همین دلیل فرصتم برای حضور در وب واقعا کم شده است. 

     از دوستانی که نگران شدند و پیگیری فرمودند و در خصوصی پیام دادند، صمیمیانه سپاسگزارم. ان شاءالله به زودی بتوانم بیشتر در خدمت دوستان باشم. شاد و پیروز و سربلند باشید! خدا نگهدارتان!

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۶ مهر ۹۷ ، ۱۷:۲۵
سعید بیگی